عید مبعث
سلام عزیز دل مامان
اول از همه عید مبعث رو بهت تبریک میگم
و اما دوم دیشب رفتیم بوستان طبیعت جشن:
این قبل رفتنمون تو خونه



اول که رفتیم پارک شما رفتی سمت سرسره و کلی اونجا برای خودت بازی کردی خسته که شدی رفتیم سراغ جشن تا نشستیم جشن تموم شد خخخخخخخ


اینجا هم مات و مبهوت نگاه میکنی که چرا همه دارن جمع میکنن میرن

دیگه برای خالی نبودن عریضه چند تا عکس گرفتیم و برگشتیم خونه


خلاصه بد نبود خوش گذشت خداروشکر
و اما امروز صبح ساعتای 11 رفتیم ده بالا
اینم امروز به روایت تصویر:
اینجا داشتی به آتیشی که بابایی راه انداخته بود اشاره میکردی

همون اول رفتی سراغ آب بازی و افتادی تو آب 


به به غذای مورد علاقه زهرا خانومی

اینم سرگرمی شما


میرفتی آب برمیداشتی که آتیش چوبها رو خاموش کنی

جای همه خالی

یعنی نصفشو که فقط زهرا خورد


دیگه دستمونو ول نمیکردی که نیفتی تو آب


خوش حالم که خوشحالی

داداشی خوابالوووووو

بعد اومدنمون از ده بالا هم بردمت پارک یه ساعتی اونجا بازی کردی...بعدش خونه و حمام و با این حالت (:) افتادی
داداش هم که اصولا خواب

یعنی امروز من معنی تخلیه انرژی رو فهمیدم
خداروشکر که بهت خوش گذشت امیدوارم بازم بتونیم ببریمت ...






عید مبعث
